
هیچوقت فکر نمیکرد یک ازدواج ناموفق و بعد از آن جدایی باعث شود در دام دوستی گرفتار شود که او را به سمت اعتیاد کشانده و کار تا جایی پیش برود که سر از یک قمارخانه در بیاورد. گفتوگوی تپش با لیلا و زندگی پر فراز و فرود او را بخوانید. از چه زمانی معتاد شدی؟ حدود یک سال ونیم قبل. چه مصرف میکنی؟ شیشه. پول خرید آن را از کجا میآوردی؟ برخی مواقع از مادرم به زور میگرفتم. گاهی نیز طلاهایم را میفر...
ادامه مطلب
به گزارش جام جم آنلاین و به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان،دانشجو هستم و از یکی از شهرستان های استان به اینجا آمده ام و در خوابگاه زندگی می کنم و پدرو مادر بیچاره و ساده دل من فکر می کنند دخترشون رو برای تحصیل فرستادن ولی خبر ندارن که چه گندی زده ام ومطمئنم اگر بفهمند سکته خواهند کرد .دختر سر به راهی بودم و کاری به کسی نداشتم و سرم توی درس و کتاب بود . چند تا هم اتاقی هم داشتم که سرو گوششون می جنبید خیلی توگوشم خواندند که بابا چرا تو اینقدر پاستوریزه ای و عضو هیچ شبکه ای نیستی ! هرچند اوایل زیر بار نرفتم .حتی خواستم اتاقم را عوض کنم ولی چون وسط سال بود هیچ کس حاضر نشد جایش را با من عوض کند .بالاخره این دوستان نااهل پیروز شدند و مرا تسلیم کردند .شاید یکی از دلایلی که زیر بار حرفشون رفتم این بود...
ادامه مطلب